نمو و دوستان، در تهران؟؟!!
نمو و دوستان، در تهران؟؟!!
توی تعطیلات ناشی از آلودگی هوای تهران، نشستم بعد از چند سال، دوباره کارتون «در جستجوی نمو» را دیدم. دوباره همون حس باحال و دوستداشتنی.... اما این کارتون مثل خیلی از انیمیشنهای این روزها، مخاطب خاصی با سن و سال خاصی نداره. پر از صحنههای باحال و شاد و بکر... از شوخی با «انجمن معتادان گمنام(انای)» گرفته تا پیامها و درسهایی که از نیروی ذهن و افکار درست خبر میدهد. این کارتون انقدر پیامهای خوب داره: از عشق به خانواده، افکار درست داشتن، مستقل شدن فرزندان، اعتماد به فرزندان، رها کردن عزیزان، همکاری، فداکاری، همدردی، وفاداری، شجاعت، احترام به تفاوتهای همدیگر، سخت نگرفتن زندگی، ارزش آزادی و... که واقعاً باید هنرمند باشی تا همه رو انقدر به زیبایی و بدون غلو و تحکم به بیننده منتقل کنی...
یک سکانس توی این نمو هست، که من یکی رو تکون داد. خصوصاً بهخاطر اوضاع و احوال این روزها... که آلودگی هوای تهران و کل ایران هم یک جور نمودی از این اوضاع و احوال بود: نمو و دوستانش توی آکواریوم گیر افتادهاند. سعی دارند اینبار نقشهی فرارشان را عملی کنند. پس باید آب آکواریوم کثیف بشود تا صاحب آکواریوم بیاید و آبش را عوض کند... هرکسی ایدهای میدهد. و ایدهی بکر یکی از ماهیها اینه که: «بیایید فکرای کثیف بکنیم تا آب آکواریوم کثیف بشه...»
تصور کنید... بعضی از کشورهای کاملاً صنعتیتر و پیشرفتهتر از ایران، که تعداد ماشینها در خیابانهایشان هم نباید کمتر از ماشینهای تهران و ایران باشد، این روزها بهخاطر وفور برف و باران تعطیلات داشتند. و این یعنی وفور نعمت. یعنی موهبت خدا. حالا، تصور کردم که افکار ما ایرانیها بیشتر حول و حوش چه مسائلی دور میزند؟ ای بابا... خودم هم از شعار و نصیحت خسته شدم. بگذارید خودم را بگویم. بهعنوان یک نمونه در میان بیش از 60 میلیون آدم در ایران... یک جور صداقت با خودم لازم دارم. هرکس میتواند با خودش چند دقیقه خلوت کند و فکر کند که مثلاً امروز از صبح تا شب چه افکاری داشته است...
این کار رو کردم. نتیجهاش انقدر خجالتآور بود که ترجیح میدهم همون دوستان نمو را مثال بزنم....
اگر که شما انیمیشن «در جستجوی نمو» را ندیدهاید، واقعاً بهتون پیشنهاد میکنم یک بار هم که شده تماشایش کنید. و اگر هم یک لحظه فکر کردید که فضای آکواریوم، وقتی که کثیف شد، مثل فضای تهران و ایران شده، باید بهتون بگم که اشتباه میکنید. نمو و دوستانش اصلاً به گرد پای من یکی که نمیرسند. اونها همهی اون ویژگیهایی که در بالا ذکر کردم، و همهی اون پیامهای خوب رو داشتند. و من هنوز اندر خم یک پیچ مانده... اگر حتی مثل اون ماهیها رفتار میکردم، که فضای تهران خیلی قابل تنفستر بود...
بعد از تحریر: دوباره چند روز پیش کارتون «در جستجوی نمو» را دیدم. این روزها هوای تهران از حالت خفگی و مرگ بیرون آمده. اما هنوز هم کثیفه. و من حالا به خودم میگم یعنی واقعاً این سعی و تلاشهای من برای اینکه کمتر افکار بد و کثیف داشته باشم جواب داد؟ آخه چند روزه که سعی کردم کمتر توی دلم فحش بدم، کمتر دروغ بگم، کمتر کسی را لعنت کنم، کمتر به فکر چیزای بد بد باشم، بیشتر آدما رو ببخشم، کمتر به آدمها تهمت و افترا بزنم، کمتر قضاوتشون کنم، اسیرشون نکنم توی طرز فکرهای خودم، و خلاصه کمتر بد باشم.
اما افکار درستم باید خیلی قویتر بشه...
من که میگم اگه خودم رو درست کنم کافیه. یه وقت دیدی روم به دیوار، دنیا هم درست شد!!
آخه میگن، یه آدمی بود که آرزو داشت دنیا رو تغییر بده و درست کنه. سالها سعی کرد و دید نه نمیشه. بعد گفت حالا بیام کشورمو بهتر کنم. باز هم سعی کرد و نتیجه نگرفت. بعد گفت بگذار محلهم رو درست کنم... باز هم نشد. و خواست خوانوادهش رو درست کنه. و باز هم جوابی نگرفت. دست آخر، فهمید که بگذار خودمو درست کنم.
و میدونم اون آدم اگه همین کار رو انجام بده، اگه واقعاً فقط خودش رو درست کنه، و دست از سر تغییر دیگران برداره، دنیا تغییر میکنه. ایمان دارم.
و این کار یک اَبَرمرده. یک انسان بزرگ. که توی هر مکتب و هر محفلی یک اسم متفاوتی داره. اما به نظرم کلاً یکی است.
مامان میگه آلودگی هوای تهران بهخاطر ترافیکه. من هم -البته به خودم و توی دلم- جواب میدم که شدی مثل ملانصرالدین؟ سوزنش رو توی کاهدون گم کرد. اما چون اونجا توی کاهدون چراغ نداشت و بهدنبال سوزن گشتن کار سختی بود، رفت توی خیابون زیر نور چراغ، دنبال سوزنش بگرده... و این هم حکایت ماست!؟؟
بوی بارون رو حس کردید؟ خیلی دور نیست. میدونم...
بیایید فکرای کثیف بکنیم تا آب آکواریوم کثیف بشه...
منبع:سایت ۳نشانه
