تاجر ضرر بازرگان-[داستانک]
تاجر ضرر بازرگان
(حکایتی از سعدی شیرازی)
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.
پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.
گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟
گفت: تا مصیبت دو نشود، یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.
مگوی انده خویش با مردمان
که لاحول گویند شادی کنان
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۰۳ ساعت 13:50 توسط محسن
|
