سلام جوان


سوال - مردي هستم که هيچگونه کششي نسبت به خانم ها ندارم . ولي به خاطر مادرم ، با دختر عمويم عقد کرده ام و مي خواهيم عروسي کنيم . مي خواهم بپرسم که آيا نبود اين کشش ، مشکل ايجاد نمي کند؟

پاسخ - من نظرم اين است که ايشان از نظر نيازهاي غريزي تمايلي به جنس مخالف ندارد نه اينکه مسئله ارتباطي و عاطفي باشد . چون اگر آن باشد خيلي مهم نيست و مواردي داشتيم که ، گفتگو شده است . اگر منظور اين است که هيچ احساس غريزي نسبت به جنس مخالف و خانم ها ندارند، خوب حتما اين مشکل را قبل از ورود به زندگي مشترک بايد حل کنند . تا خداي نخواسته بعداً دچار مشکل نشوند . چون نيازهاي غريزي در زندگي زناشوئي واقعاً مهم است و به تجربه رسيده ايم. در اين سالها ، يکي ازعوامل جدي انحراف اخلاقي ، جنسي ، اختلالات روحي و رواني ، اضطراب ، بهانه گيري ها ، استرس ها ، سردي روابط ، بي محبتي ها ، اين است که نيازهاي غريزي طرفين بر آورده نميشود . لذا بايد به فکر اين مشکل باشيد . معمولا اقاياني که اين جور احساس غريزي نسبت به همسرتان و جنس مخالف ندارند ، مبتلا به يکي از دو طبقه اختلالات ميل جنسي مي باشد . يکي اختلال ميل جنسي کم کار و يکي اختلال انزجار جنسي است که اين علل دارد و درمان نيز دارد . ممکن است عامل ، افسردگي ماژور و حاد باشد . معمولا 80 درصد افرادي که افسرده هستند ، در کارکرد جنسيشان اختلال ايجاد ميشود و اين ميل اختلال جنسي در آنها وجود دارد و اگر شما احساس مي کنيد ، افسردگي حاد داريد ، قبل از ورود به زندگي مشترک ، به سراغ روان پزشک و متخصص اعصاب و روان برويد . مي تواند به شما کمک کند و اگر افسردگي شما از بين برود ، غالبا اختلال ميل جنسي تان هم از بين خواهد رفت. چون اختلال جنسي ، همان افسردگي بوده که شما داشته ايد يا اصلا ممکن است منشا آن روحي و رواني باشد . مثل فشارهاي روحي ، تجربه ناخوشايندي در زمينه جنسي در دوران کودکي . ما چنين موردي داشته ايم يا احساس گناهي که بعضي ها در رابطه با ارتباطي که با همسرشان دارند اگر چنين احساسي داريد ، منشا آن ، روحي رواني است . به متخصص سکس تراپيست مراجعه کنيد . روانشناسي است که دوره هاي درمان جنسي را ديده است و با توجه به اينکه اين تخصص در همه جا نيست و ممکن است در شهر کوچک نباشند ، به همان روانشناس مراجعه کنيد . ممکن است از قبل اين حالت بوده و ايشان در دوره نوجواني هم به جنس مخالف کششي نداشته اند و ممکن است منشا آن اختلالات هورموني باشد . در اين صورت به متخصص غدد مراجعه مي کنند و اگر نمي دانند درد آنها چيست ، توصيه ما اين است که شما به سراغ روانپزشک برويد . روانپزشک ، اگر در حيطه کاري خودش باشد ، مشکل را خودش حل ميکند اما اگر در حيطه کاري خودش نباشد ،آن را به همکارانشان ارجاع ميدهند تا با تخصص آنها ، مشکل را حل کند . خوب احتمال خيلي ضعيفي هم است ، اگر اين احساس را ندارند ، ممکن است اختلال هويت جنسي باشد .) ترانس اکچوال ) سي که اختلال هويت جنسي دارد ، هيچ احساسي ندارد وآقايي است که کاملا احساس زنانه دارد و در قالب بدن يک آقا ، البته خانم هم ميتواند اينطور باشد ، به اين عنوان آقايي است که در غالب بدن خانم است . البته اين مزيد بر علت است . ممکن است اين آقا در دوره کوچکي ، دوست داشته با اسباب بازي هاي دخترانه بازي کند و در دوران نوجواني ، چادر سرش کند يا موهايش را بلند کند و در خانم هم همين جور ، برعکس پوشش مردانه بزند ، با پسرها بازي کند يا گفته اند : نوجوان داريم که دست وپاهايش را ميتراشد تا موي بيشتري در بياورد . خوب بايد فرايند درماني طي شود . البته ايشان نترسند ، شايد هيچ کدام از اين ها نباشد . الان هيچ احساسي ندارد ، از اول هم نداشته ، دوران نوجواني هم نداشته ، ما ميگوييم احتمال تراس اکچوال است ، يکسري کارهاي روان درماني هم روي انها انجام ميشود . چون ممکن روحي و رواني هم باشد . همه راههاي درماني را ميروند ، زمان بر هم هست ، ممکن است طول بکشد اگر به نتيجه نرسيدند ، تمام اين درمانگرها در حيطه هاي مختلف ، کميسيوني تشکيل ميدهند که يکي از اعضاي اين کميسيون هم نماينده تشکيلات قضائي است . چون دادگاه در اينجا دخيل است . زيرا اگر بخواهند تغيير جنسيت بدهند و شناسنامه عوض کنند ، کميسيون تشکيل ميدهند و ممکن است به اين نتيجه برسند که اين شخص بايد تغيير جنسيت بدهد . اما عرض کردم نگران نشويد . اين يک احتمال است و جهت اطلاع عزيزان اين ها را عرض مي کنم . اميدوارم همان موارد قبلي باشد . که بتوانند مراجعه کنند و مشکل را حل کنند. اين ، هم مهم است و هم ، قابل حل است . واقعاً ارضاع اين نيازها نکته اساسي در زندگي زناشويي است و نبايد به ان بي توجه بود . به جهت همان نکاتي که عرض کردم و بحث بقاء نسل که اين هم هدفي از ازدواج است.




سوال - در دوران عقد به اين نتيجه رسيده ام که شوهرم خيلي خسيس است . نمي دانم ميتوانم با او بسازم يا نه ؟ لطفا راهنمايي کنيد.


پاسخ - در مقام مشاوره ، مراجعان کم نبودند . کساني بودند که آمدند و همين صحبت را کردند و وقتي با آقا صحبت کرديم ، داستان آن نبوده و آقا خسيس نيست . خساست بايد تعريف شود . اينکه من هميشه در سوالات ، اول تعريف ميکنم و مرزها را مشخص ميکنم ، براي اين است که ما نياييم بر اساس نظر خودمان حکمي بدهيم و عده اي را دچار مشکل کنيم . ما اول بايد خساست را تعريف کنيم . خساست چيست ؟ گاهي يک سري ويژگي هايي است که ، ما برداشتمان اين است که خساست است . مثلا فرض کنيد آقايي عقل معاش دارند . در فقه ما و لسان ديني ما ، عقل معاش همان است که غربي ها به آن مديرت پول

سوال - مردي هستم که هيچگونه کششي نسبت به خانم ها ندارم . ولي به خاطر مادرم ، با دختر عمويم عقد کرده ام و مي خواهيم عروسي کنيم . مي خواهم بپرسم که آيا نبود اين کشش ، مشکل ايجاد نمي کند؟

پاسخ - من نظرم اين است که ايشان از نظر نيازهاي غريزي تمايلي به جنس مخالف ندارد نه اينکه مسئله ارتباطي و عاطفي باشد . چون اگر آن باشد خيلي مهم نيست و مواردي داشتيم که ، گفتگو شده است . اگر منظور اين است که هيچ احساس غريزي نسبت به جنس مخالف و خانم ها ندارند، خوب حتما اين مشکل را قبل از ورود به زندگي مشترک بايد حل کنند . تا خداي نخواسته بعداً دچار مشکل نشوند . چون نيازهاي غريزي در زندگي زناشوئي واقعاً مهم است و به تجربه رسيده ايم. در اين سالها ، يکي ازعوامل جدي انحراف اخلاقي ، جنسي ، اختلالات روحي و رواني ، اضطراب ، بهانه گيري ها ، استرس ها ، سردي روابط ، بي محبتي ها ، اين است که نيازهاي غريزي طرفين بر آورده نميشود . لذا بايد به فکر اين مشکل باشيد . معمولا اقاياني که اين جور احساس غريزي نسبت به همسرتان و جنس مخالف ندارند ، مبتلا به يکي از دو طبقه اختلالات ميل جنسي مي باشد . يکي اختلال ميل جنسي کم کار و يکي اختلال انزجار جنسي است که اين علل دارد و درمان نيز دارد . ممکن است عامل ، افسردگي ماژور و حاد باشد . معمولا 80 درصد افرادي که افسرده هستند ، در کارکرد جنسيشان اختلال ايجاد ميشود و اين ميل اختلال جنسي در آنها وجود دارد و اگر شما احساس مي کنيد ، افسردگي حاد داريد ، قبل از ورود به زندگي مشترک ، به سراغ روان پزشک و متخصص اعصاب و روان برويد . مي تواند به شما کمک کند و اگر افسردگي شما از بين برود ، غالبا اختلال ميل جنسي تان هم از بين خواهد رفت. چون اختلال جنسي ، همان افسردگي بوده که شما داشته ايد يا اصلا ممکن است منشا آن روحي و رواني باشد . مثل فشارهاي روحي ، تجربه ناخوشايندي در زمينه جنسي در دوران کودکي . ما چنين موردي داشته ايم يا احساس گناهي که بعضي ها در رابطه با ارتباطي که با همسرشان دارند اگر چنين احساسي داريد ، منشا آن ، روحي رواني است . به متخصص سکس تراپيست مراجعه کنيد . روانشناسي است که دوره هاي درمان جنسي را ديده است و با توجه به اينکه اين تخصص در همه جا نيست و ممکن است در شهر کوچک نباشند ، به همان روانشناس مراجعه کنيد . ممکن است از قبل اين حالت بوده و ايشان در دوره نوجواني هم به جنس مخالف کششي نداشته اند و ممکن است منشا آن اختلالات هورموني باشد . در اين صورت به متخصص غدد مراجعه مي کنند و اگر نمي دانند درد آنها چيست ، توصيه ما اين است که شما به سراغ روانپزشک برويد . روانپزشک ، اگر در حيطه کاري خودش باشد ، مشکل را خودش حل ميکند اما اگر در حيطه کاري خودش نباشد ،آن را به همکارانشان ارجاع ميدهند تا با تخصص آنها ، مشکل را حل کند . خوب احتمال خيلي ضعيفي هم است ، اگر اين احساس را ندارند ، ممکن است اختلال هويت جنسي باشد .) ترانس اکچوال ) سي که اختلال هويت جنسي دارد ، هيچ احساسي ندارد وآقايي است که کاملا احساس زنانه دارد و در قالب بدن يک آقا ، البته خانم هم ميتواند اينطور باشد ، به اين عنوان آقايي است که در غالب بدن خانم است . البته اين مزيد بر علت است . ممکن است اين آقا در دوره کوچکي ، دوست داشته با اسباب بازي هاي دخترانه بازي کند و در دوران نوجواني ، چادر سرش کند يا موهايش را بلند کند و در خانم هم همين جور ، برعکس پوشش مردانه بزند ، با پسرها بازي کند يا گفته اند : نوجوان داريم که دست وپاهايش را ميتراشد تا موي بيشتري در بياورد . خوب بايد فرايند درماني طي شود . البته ايشان نترسند ، شايد هيچ کدام از اين ها نباشد . الان هيچ احساسي ندارد ، از اول هم نداشته ، دوران نوجواني هم نداشته ، ما ميگوييم احتمال تراس اکچوال است ، يکسري کارهاي روان درماني هم روي انها انجام ميشود . چون ممکن روحي و رواني هم باشد . همه راههاي درماني را ميروند ، زمان بر هم هست ، ممکن است طول بکشد اگر به نتيجه نرسيدند ، تمام اين درمانگرها در حيطه هاي مختلف ، کميسيوني تشکيل ميدهند که يکي از اعضاي اين کميسيون هم نماينده تشکيلات قضائي است . چون دادگاه در اينجا دخيل است . زيرا اگر بخواهند تغيير جنسيت بدهند و شناسنامه عوض کنند ، کميسيون تشکيل ميدهند و ممکن است به اين نتيجه برسند که اين شخص بايد تغيير جنسيت بدهد . اما عرض کردم نگران نشويد . اين يک احتمال است و جهت اطلاع عزيزان اين ها را عرض مي کنم . اميدوارم همان موارد قبلي باشد . که بتوانند مراجعه کنند و مشکل را حل کنند. اين ، هم مهم است و هم ، قابل حل است . واقعاً ارضاع اين نيازها نکته اساسي در زندگي زناشويي است و نبايد به ان بي توجه بود . به جهت همان نکاتي که عرض کردم و بحث بقاء نسل که اين هم هدفي از ازدواج است.


سوال - در دوران عقد به اين نتيجه رسيده ام که شوهرم خيلي خسيس است . نمي دانم ميتوانم با او بسازم يا نه ؟ لطفا راهنمايي کنيد.

پاسخ - در مقام مشاوره ، مراجعان کم نبودند . کساني بودند که آمدند و همين صحبت را کردند و وقتي با آقا صحبت کرديم ، داستان آن نبوده و آقا خسيس نيست . خساست بايد تعريف شود . اينکه من هميشه در سوالات ، اول تعريف ميکنم و مرزها را مشخص ميکنم ، براي اين است که ما نياييم بر اساس نظر خودمان حکمي بدهيم و عده اي را دچار مشکل کنيم . ما اول بايد خساست را تعريف کنيم . خساست چيست ؟ گاهي يک سري ويژگي هايي است که ، ما برداشتمان اين است که خساست است . مثلا فرض کنيد آقايي عقل معاش دارند . در فقه ما و لسان ديني ما ، عقل معاش همان است که غربي ها به آن مديرت پول مي گويند . يعني اينکه دقيق خرج مي کنند ، صرفه جويي مي کنند ، حساب شده خرج مي کنند و اگر چنين چيزي باشد معلوم نيست ايشان خسيس باشند . حالا بويژه همين خانم محترم ، خودشان در فضايي بزرگ شده اند که اين مديريت نبوده ، از طرف پدرشان اين مديريت نبوده يا پدرشان خيلي سخاوتمند بوده اند و حسابي همه چيز به خانم مي دادند و حالا اين خانم با آقايي ازدواج کرده اند که عقل معاش دارند ، خوب معلوم است ايشان شوهر را با پدرشان مقايسه مي کنند و فکر مي کنند که شوهرشان خسيس است . چون از سخاوت پدر تا مديريت عقل معاش شوهر، تفاوت زياد است . اين شخص نمي تواند خسيس باشد . من مواردي داشتم که گفته اند ، در موارد خاصي خرج مي کند . تشخيص ضرورت ميدهد و ميگويد اين مورد ضروري نيست و خانم ، من اين را نمي خرم . ولي در موارد ضروري و لازم ، خرج مي کند . خسيس به معناي واقعي ، ضرورت و غير ضرورت سرش نمي شود . در واقع جان به عزرائيل ميدهد ولي پول نميدهد . پول دادن برايش خيلي سخت است . يا فرض کنيد اين ها در دوران عقد هستند ، خانم مي خواهد طلا و لباس بخرد و آقا حساب کند و مفصل به ايشان برسد و آقا مي گويد ، هنوز دوران عقد است و نفقه شما بر عهده من به اساس عرف نيست. البته تذکري عرض ميکنم . دراينجا همسرشان جواب نمي دهد و ايشان فکر مي کنند خسيس هستند . بر اساس حقوق مدني ماده 1106 از وقتي که خانم عقد ميشوند ، نفقه خانم بر عهده آقا است ولي عرف پذيرفته که در اين دوران که خانم تمکين نميکند آقا هم نفقه ندهد.
البته فقهاي ما نفقه را در برابر تمکين قرار ميدهند . همان تمکين خاص ، که در دوران عقد نيست. عده اي قليل هم صرف عقد را ، عامل نفقه مي دانند که قانون مدني ما هم بر اساس اين قول نادر تنظيم شده است . ولي به هر حال عرف اين را پذيرفته است . يا فرض بفرماييد آقا در دوران عقد زيادي هديه نميدهد ، نه اينکه خسيس است بلکه صرفه جوئي ميکند و ميگويد شايد اينها که ميخريم خيلي هم به درد خانم نخورد ، اين ها را براي ورود خانم به زندگي جمع مي کند. مثلا يک خانه بهتري بتواند اجاره کند يا امکانات را براي ورود به زندگي محيا کند يا نه آقا اصلاً پول ندارد . فارغ التحصيل شده يا سرباز است ، خوب اين ندارد . چه کار کند ؟ نه اينکه نمي خواهد ، ندارد . دختران خوبم ف دقت کنيد اين ها هيچ کدام خسيس نيستند . خسيس کسي است که دارد ولي خرج نمي کند . هيچ کدام از اين انگيزه ها هم نيست.
يک خانمي مي فرمودند : شش ماه است با شوهرم عقد هستيم ، هر وقت بيرون مي رويم ، ايشان حتي يک بستني براي من نميخرند و هميشه ما را به هواخوري دعوت مي کند . دو کيلومتر تا پارک که مي خواهيم برويم راه است . ميگويد : خانم هوا خوري ، اتوبوس چي است ؟ و برگشتن هم همينطور ، مي گوييم : بله اين آقا واقعا خسيس است و شما دقت کنيد اگر اين است زندگي با چنين آدمي خيلي سخت است زيرا اوامکانات زندگي را براي شما فراهم نخواهد کرد . مهماني نميرود از ترس اينکه نيايند، مهماني برويد جواب دارد خرج دارد،مسافرت نميرود ، خرج نميکند ، به بچه ها نميرسد ، بچه ها دچار سوء تغذيه مي شوند و خيلي خيلي کارشما ، سخت مي شود . من نمي توانم بگويم شما در دوران عقد از ايشان جدا شويد . مثلا ممکن است خانم استقلال مالي دارند و با اين فرض وارد زندگي ميشوند که خودشان امکانات را فراهم کنند . البته اگرجلوي اشتغال شما را نگيرد . البته ادم هاي خسيس دوست دارند خانم برايشان کار کند و پول بياورد. اينجا کار راحت تر ميشود ، يا فرض کنيد شما الان مهريه تان را از آقا گرفته ايد ، باز آدم خسيس بعيد است اين کار را بکند يا يک پدر متمکن داريد که تا آخر عمر به شما کمک ميکند . اگر اين جور است ممکن است شما بتوانيد با اين آقا وارد زندگي شويد ولي اگراگر اينجوري نيست واقعاً کار سخت ميشود و اگر احتمال ميدهيد ايشان اصلاح ميشوند ، وارد زندگي شويد ولي متاسفانه تجربه نشان داده که آدمهاي خسيس به ندرت اصلاح ميشود . من موردي داشتم که به مرز مرگ رسيده بودند و چهل روز در حالت کُما بودند و بعد که نجات پيدا کردند ، منقلب شدند و بعد شروع به بخشش و سخاوت کردند و گرنه اين ها اصلاح شدني نيستند و دوستان روانپزشک هم اين خساست را يک اختلال شخصيت و وسواس ميدانند . البته اين با آن اختلال وسواس فرق ميکند ، که خسيس هستند ، آرمان گرا هستند به جزئيات زندگي خيلي اهميت ميدهند ، به شدت کار، بي وقفه کار مي کنند ، دور انداختن اشيا ي بي ارزش برايشان خيلي سخت است . معمولا اين ها حتي با دارو هم قابل درمان نيستند و دارو مي تواند فقط اين ها را انعطاف پذير کند . که به حرفها گوش دهند و خيلي به درمان اينها خوش بين نيستند ، با تمام اين شرايط ، دختر عزيزم تصميم بگير.

سوال - با اينکه خانم من 19 سال دارد ولي رفتارش بچه گانه است و من ميترسم که وارد زندگي مشترک با ايشان بشوم ، چه کار کنم؟

پاسخ - اين سوال را معمولا آقاياني در مشاوره مطرح ميکنند که ، سنشان زياد است يعني فاصله سني زياد با خانم دارند ، احتمال دارد با همسرشان فاصله سني زياد دارند . ببينيد سن بالاست ، اين آقا ديگر از نوجواني گذر کردند و عواطف را خرج کردند و بچگي کردند ، جواني کردند و حالا تمام شده است و يک حالت بزرگسالي پيدا کرده اند ولي همسرش 19 سال دارند ، ميخواهد بچگي کند ، مي خواهد جواني کند ، عاطفه خرج کند ، از ديد آقا اين رفتار بچه گانه است.
لذا من به عزيزانم و مجردين عرض ميکنم همه اين هايي که ما مي گوييم يک هشدارهم ، به مجردهاست که ميخواهند خواستگاري بروند يا خانم هايي که ميخواهد برايشان خواستگار بيايد. اين ها را دقت کنند . اگر شما اين موارد را در دوره نامزدي پيش گيري کنيد ، ديگر عقد نميشويد که حالا دغدغه هم بشود و لذا دقت بفرماييد . در بحث ازدواج عرض کرده بودم اختلاف سني 3 تا 7 سال خوب است که خانم کوچکتر باشد . سعي کنيد فاصله خيلي زياد نشود . چون همين مشکل پيش مي آيد . حالا اگر اين آقا همين مورد را دارند ، ما از ايشان تقاضا ميکنيم مقداري کوتاه بيايند و سنشان را پايين تر کنند تا همسرشان را بيشتر درک کنند و اگر او عشق ورزي ميکند که از ديد شما اين رفتار بچه گانه است ، اشکالي ندارد . بگذاريد بچگي کند زيرا الان تخليه نشود و انرژي رها نشود ، ممکن است اين پتانسيلها بعداً مشکل ايجاد کند . خيلي هم ، نگران نباشيد . چرا ميگوييم فرصت دهيد ، زيرا به تعبير غربي ها که 19 سالگي را دوره نوجواني مي دانند ولي من دوره 12 تا 18 سال را دوره نوجواني ميدانم . بر اساس آن تعريف ، ايشان هنوز نوجوان هستند و ميخواهند عاطفه خرج بکنند حتي در بعضي آموزه هاي ديني ما ، حضرات نوجواني را تا پايان 21 مي کشانند . در روايت الولد و سيد سبع سنين و عبد مطيع سبع سنين .
فرزند تا 7سال سيد است ، تا 7 سال دوم آموزش پذير است تا 7 سال سوم وزيراست . درباره ولد صحبت ميکند ، که تا 21 سالي فرزند است.
بنابراين با ايشان مدارا کنيد . نگران نباشيد .انشاء اله وارد زندگي بشويد ، شخصيتشان بيشتر شکل ميگيرد و لطف خدا هم شامل حال شما ميشود و يک کوچولو نازنين هم به شما بدهند ونقش مادري هم پيدا مي کنند . خيلي عجيب است من موردي داشتم که مي گفتند اين همسر ما تا خدا به ما فرزندي نداده بود توپ ميزدند کنار گوشش ، بيدار نميشد ولي حالا کوچولو تکان مي خورد مادر از خواب بيدار ميشود . اين ها از عجايب خلقت است . اين ها لطف خداست . خيلي سخت نگيريد و نگران نباشيد . البته به دختر عزيزم هم مي گويم شما هم همت کنيد و شما هم سنتان را بالا بياوريد تا به ايشان نزديک بشويد . البته سعي کنيد که از اين مرحله زودتر گذر کنيد . يک مقدار نوجواني کردن خود را مختصر کنيد که البته حق تان است نمي خواهم حذف کنيد . يک مقداري به آن سرعت دهيد .

سوال - افسردگي همسر چقدر مي تواند در زندگي زناشوئي اثر بگذارد . اگر در دوران عقد متوجه افسردگي بشويم ، چکار باي بکنيم ؟

پاسخ - اگر افسردگي حاد باشد ، بحث ديگري دارد . قطعا تاثير گزار است . نشانه هاي افسردگي حاد يا ماژور : کلافگي ، سردرگمي ، بي برنامگي ، نااميدي ، عدم احساس لذت از زندگي ، اختلال در خواب ، اختلال در خوراک ، گاهي پر خوابي يا کم خوابي ، کم خوري يا پر خوري ، افکار خودکشي ، البته دد آنهايي که متدين و مذهبي هستند چون ميدانند خودکشي گناه بزرگي است افکار خودکشي ندارد. آرزوي مرگ يا آرزوي شهادت داشته ، اين ها نشانه افسردگي حاد است. خوب اين ها اصلا طرف را زمين گير ميکند . به هر حال تفکرات منفي دارد . اين تفکرات منفي باعث افت عملکردش ميشود . رخوت ، سستي ، عدم حرکت عضلاني و اصلاً نميتواند زندگي کند . اگر اين جور افسردگي و با اين نشانه ها است ، قبل از ورود به زندگي رسمي ، بايد درمان شوند . حتما ميدانيد افسردگي حاد حتي اگر درمان هم نشود ، 6 تا 12 ماه تا 18 ماه بستگي به فرد هم دارد ، خود به خود خوب ميشود . اين نشانه ها اگر در 2 هفته خوب بشود افسردگي حاد نيست ، اگر بيشتر طول بکشد افسردگي حاد است . اما بحث اين است که آيا ميتوان يکسال بي توجهي کرد ؟ اصلاً صلاح نيست . بخصوص85 درصد اين ها ، افکار خودکشي دارند و 15درصد آنها اين را عملي ميکنند و خطرناک است و عمر شخص تلف ميشود . من توصيه ميکنم ، ترغيب بفرماييد زودتر درمان بشوند . هر قدر زودتر مراجعه کنند درمان زودتر انجام و بهتر جواب ميدهد و امکان مزمن شدن آن کمتر ميشود و وقت را هم از دست ندهيد البته به روانشناس مراجعه کنيد و متخصص مغز و اعصاب . در 85 درصد از افسردگي حاد ، دارو و درمان جواب داده ، البته روال درمان و رفتار درمان و شناخت درمان (الکترو شوک البته در نهايت) بين 2 تا 4 هفته ، بسياري از بيماران ببه دارو جواب ميدهند و توان قبلي را بدست مي آورند و خوب ميشوند . البته من وارد اين مقوله ها نمي شوم . بنا داريم در مقوله زناشويي در آينده براي افرادي که دوتا بچه دارند و حالا طرف افسردگي حاد دارد و بهتر است تن به دارو دهد و ما خودمان توصيه هايي به آنها خواهيم کرد . ما ميتوانيم کمک کنيم . البته کساني که همت بالا دارند حتي با توصيه هاي ما ، ميتوانند افسردگي ماژور را هم از بين ببرند . در زندگي مدرن افسردگي بيشتر حاد است . حتي اگر کسي عزيزي را از دست بدهد ، نشانه هايي دارد ايجاد ميشود که به اين ها افسردگي ماژور گفته نميشود . اين واکنش سوگ است . حالا اگر ادامه پيدا کند و عوامل ديگري هم ضميمه اش شود ، اين افسردگي حاد ميشود . بيشتر مقطعي و گذرا است و هر چقدر شخص از حادثه دور شود ، بهتر ميشود مثل کسي که عزيزي را از دست داده و گريه ميکند آه ميکشد ، نااميد شده ،اختلال در زندگيش ايجاد شده ولي مي بينيد غذا مي خورد، لبخند هم ميزند ، ميخندد . اين افسردگي حاد نيست مگر عواملي ضميمه آن شود .

سوال - اگر بعد از عقد ، بفهميم شوهرمان به هروئين اعتياد پيدا کرده ، با توجه به اينکه او را خيلي دوست داريم ، چه کار بايد بکنيم ؟

پاسخ - ايشان متوجه شده اند که همسرشان معتاد به هروئين است ، حتي من مي خواهم بگويم اگر شما حدس هم بزنيد و به آقا بگوييد و آقا بگويد خانم من معتاد نيستم ، تفنني ميکشم و ماهي يکبار و 15 روز يکبار مصرف ميکنم ، اين ها فرقي نميکند . حتي اگر حدس ميزنيد ، جاي تامل دارد . جدي عرض ميکنم ، خواهرم و عزيزانم ف اين را جدي بگيريد . تا زماني که مطمئن نشده ايد ايشان پاک شده اند ، نبايد وارد زندگي مشترک بشويد . اگر حالا رسيديد که معتاد هستند ، من نمي گويم الان جدا شويد . فرموده ايد دوستش داريد . خوب احتمالا ايشان هم همسرشان را دوست دارند ، حتماً شرايط مطلوب نسبي را هم دارند و آدم متشخص ، با اخلاق و با کار و متاسفانه در اين ورطه افتاده اند ومشکلشان اين است ، شرايط مطلوب نسبي را هم دارند ، من ميگويم به اين آقا فرصت بدهيد تا ايشان ترک کنند و پاک شوند . فرصت خوبي است . چون دوران عقد دوران عاطفه بيشتر است ، شما ايشان را دوست داريد وايشان شما را دوست دارد . به هر حال عشقي به زند گي شما حاکم است وهمين عشق عنصري است که مي تواند ايشان را به سمت پاک شدن ببرد. فرصت بدهيد تا ايشان درمان بشود و اصلاح بشود . هر چند حداقل 11ماه و روانپزشکان ميگويند : يکسال حداقل دوره ترک موقت است و حتما بايد يکسال بگذرد . به جهت اينکه دوپامين مقرر ، تامين شود و زمان را نياز دارد و اگر بعد از شش ماه ترک ، ادعا کنند که من ترک کردم باور نکنيد واعتماد نکنيد زيرا متاسفانه حدود 3/2 ازکسانيکه قبل از شش ماه ترک کرده اند، دوباره بر ميگردند . شما مطمئن شويد . فرض کنيد يکسال گذشته ، هر چه بيشتر بگذر د، ضريب اطمينان يبشتر ميشود . حالا اگر در ظاهر هم تغييرات جدي ايجاد شده . البته اين ملاک پاکي نيست . عملکرد ايشان مهم است . انگيزه براي کار و تلاش بيشتر دارد . البته ميتواند همان آزمايش معمول ترک را هم دوباره تجربه کنيد . البته ايشان نبايد متوجه شوند . شما قبلا هماهنگ نکنيد و ناگهاني و بدون اطلاع خودشان اين کار را بکنيد زيرا گاهي ضد مخدري استفاده مي کنند که اعتياد شان را نشان نميدهد . يک کيت هاي جديدي وارد کشور شده ، حدود چند ماهي است که اين ها هم براي تشخيص ترک کراک و کريستال قابل استفاده است و تست هاي کبدي و معاينه مردمک که کار پزشک است ، شما همه اين راه ها را برويد و مطمئن شويد که ترک کرده اند. اگر مطمئن نشديد ، من هشدار مي دهم ورود شما به زندگي با يک فرد معتاد خطرناک است . ما تجربه کرده ايم . شايد يکي از عوامل جدي کشمکش هاي زندگي همين است . جدائي ها ، طلاقها عاملش اعتياد بوده است . اعتياد غير از اينکه زندگي را نابود ميکند ، مشکلات ديگري را هم ايجاد ميکند . نکته مهم اين است ، اگر ايشان گفتند من مي خواهم ترک کنم باور نکنيد . بايد گروه درماني شود NGO_NA و معتادان گمنام ، کنگره شصت ، تولد دوباره و اين گروه درماني خيلي موثر است و بايد تحت روان پزشک و روان شناس باشد حتي داروهايي که تجويز ميکنند . اگر غير اين باشد ، وقتي وارد زندگي شود همه چيز براي مواد خرج ميشود و ايشان دچار اختلال شخصيت ميشود . کساني که اختلال شخصيتي دارند مسئوليت پذير نيستند ، دروغ مي گويند، قانون گريز هستند و گذشته از آن ميخواهند الگو براي فرزندان شما باشند و ممکن است فرزندان هم به همين مسير بروند و بخاطر احساس حقارتي که اعضاي خانواده ميکنند ، نمي توانند رابطه عاطفي با ديگران بر قرار کنند و کار خيلي سخت ميشود .من تقاضا ميکنم همت کنيد . فرصت بدهيد . اگر شما بتوانيد ايشان را اصلاح کنيد خيلي خدمت بزرگي است . يک انسان را نجات داديد ولي اگر نتوانستيد بدانيد دوره عقد دوره تجديد نظر است و شما در اين مرحله هستيد.

سوال - با کسي عقد کرده ام که از او متنفر هستم . پس ازگذشت يکسال ، هيچ احساسي به او ندارم، بطوريکه افسرده شدم و روانه بيمارستان شدم . ولي پدر و مادرم ميگويند به خاطر آبرويمان نبايد طلاق بگيري و بايد به زندگي ات ادامه بدهي ، آنها ميگويند عروسي کني ، محبت ايجاد ميشود. شما را به خدا به دادم برسيد .


پاسخ - قبلاً خانمي گفته بودند که ازدواج کرده اند و به آقا هيچ احساسي ندارند ، ما نگفتيم جدا شويد . گفتيم سعي کنيد انشاء اله جرقه هايي ايجاد کنيد . در 95 درصد ، خداوند عشق و محبت را ايجاد ميکند ولي باز من گفتم در 5 درصد يجاد نميکند و جالب شرايط مطلوب را دارند ولي احساس ندارند . اين مورد ميگويد متنفراست و دچار افسردگي حاد شده است . واقعا ايشان معلوم نيست که در کنار ايشان بتوانند ايجاد محبت کند . من واقعاً به پدر و مادر ايشان عرض ميکنم عزيزان من هم پدر هستم و احساس شما را درک ميکنم . يک جايي هم به شما حق ميدهم . دختر شما ازدواج کرده و با اين مشکل مواجه شده ايد و نکند خدا نکرده شما ازدواج را تحميل کرده ايد ، اين ها اشتباه خانواده ها است . من به والدين که بچه هايشان ازدواج نکرده اند عرض ميکنم اين کار را نکنيد . چون اين مشکلات پيش مي آيد . من به شما حق مي دهم . ولي بدانيد اگر ايشان طلاق بگيرند آبروي شما نمي رود . مگر مرتکب حرام شده ايد ؟ البته درک ميکنم فرصت هاي اين دختر از بين رفته است . ولي پدر عزيز ، شما فکر نمي کنيد الان اصرار کنيد و ايشان با اين وضعيت وارد زندگي شوند و محبت ايجاد نشود و بعد دختر شما دوشيزه خانم نباشد و جدا شوند، آنجا لطمه بيشتري مي خوريد ؟ آيا آنجا احساس گناه شما بيشتر نيست ؟ بدتر از اين هم هست. گفتند وارد زندگي شوند ، محبت ايجاد ميشود . حالا وارد شدند و محبت ايجاد نشد و بعد گفتند يک بچه برايش بياور ، عشق ايجاد ميشود . خانم باردار شده و يک بچه هم آوردند ولي عشق ايجاد نشد و با يک بچه به سمت متارکه مي روند و جدا ميشوند و حالا شما اين بچه را نابود کرده ايد. عزيزان اين کار را نکنيد . بالاخره دوران عقد دوران تجديد نظر است . من قبول دارم طلاق پيامد هاي منفي دارد . ما يک جاهايي مجبور هستيم . جدا شدن بد است ولي جدا شدن بعد از ازدواج و با بچه بد تر است و اگر زندگي هم با اين وضع ادامه پيدا کند ، يک عمر مُردگي است. اين چه زندگي است . يک ادم افسرده ، بي نشاط ، بي روح و بعد به بچه ها يش هم افسردگي متنقل مي شود . هم ژ ني هست و هم انتقالي . چرا اين کار را مي کنيد ؟ کوتاه بياييد . اجازه بدهيد ارتبا ط را قطع کنند . ايشان در دوران عقد هستند و دوران تجديد نظر است . شايد الان اين حالت هايي که در خانم ايجاد شده است ، به خاطر علقه اي است که به کسي دارد و واقعاً اين آقا مشکل ندارد . ما براي اينها کلي حرف زديم . گفتيم شما بايد مشکل خودتان را حل کنيد . چون آقا مشکلي ندارد ولي اگر اين هم نيست ، فقط از اين بدم مي آيد و متنفرم . صلاح نميدانيم.

سوال - در دوران عقد هستيم . شوهرم اعتياد دارد و دست بزن هم دارد . اخلاقش هم بد است و با زنان ديگر هم ارتباط دارد و دروغ هم زياد ميگويد . آيا زندگي با چنين شخصي درست است؟

پاسخ - اين آقا خسته نباشند . آيا رفتار بد ديگري هم هست که اين آقا دنبالش نرفته است ؟ واقعا اگر حرف اعتياد بود ، من در سوال قبلي جواب دادم . آيا روزي که با ايشان ازدواج کرديد اين مشکل را نداشتند ، يعني نه اعتياد داشتند ، نه دروغ مي گفتند و خداي نخواسته شما باعث شديد ؟ چون داشتم که خانمي اين قدر به آقا فشار آورده که به اين سمت رفته اند . خوب او مشکل نداشته و شما مشکل داشتيد . ولي احتمال خيلي ضعيف است . شما بايد خود را اصلاح کنيد ولي نه ايشان اين طور بودند و شما در انتخابتان اشتباه کرده ايد .اگر فرصت نداده ايد ، به ايشان فرصت بدهيد و اگر فرصت هم داده ايد و ايشان اصلاح نشده اند ، آيا شما با اين ويژگي ها ميتوانيد ادامه بدهيد؟ من گمان نمي کنم . و اگر بخواهيد ادامه بدهيد زندگي نمي شود . چون گفته بوديد : کتک ميزند . به نظر من عامل اعتياد کافي است که با ايشان ادامه زندگي ندهيد و اصلا ممکن است شما را آلوده کند . طلاق مبغوض است . امام صادق (ع) فرمودند : هيچ چيزي نزد خداوند مغبوض تر از خانه اي نيست که با طلاق و جدايي خراب شود ولي گاهي طلاق مبارک تر از يک زندگي نکبت بار است و خيلي بعيد است ايشان بتوانند ادامه بدهند .

سوال - پنج ماه است که عقد کرده ايم و حالا فهميده ام که همسرم مشروبات الکلي مصرف ميکند و سيگار هم ميکشد و نماز هم نمي خواند و به مسائل ديني پايبندي ندارد . من دختري متدين و از خانواده مذهبي هستم . آيا درست است با او عروسي کنم ؟

پاسخ - اين جا مشکل اخلاقي مثل سوال قبلي نيست . اين مورد مشکل اعتقادي مطرح است . شراب مي خورد و دين ما اجازه نمي دهد و خيلي هم سخت دين ما ايستاده است . اگر شما خانمي بوديد که خيلي به مسائل ديني معتقد نبوديد ، مي شد با ايشان کناربياييد زيرا همتاي يکديگر بوديد ولي شما خانم متد ين هستيد و ازيک خانواده مذهبي ، خيلي بعيد است که بتوانيد با ايشان کنار بياييد . زيرا مشروبات الکلي براي پدر ومادر نماز خوان شما باعث آبروريزي و براي خانواده شما خيلي بد است و نماز هم نمي خواند . براي بچه ها الگو مي شود وبچه ها هم نماز نمي خوانند و مثلا نجس و پا کي هم برايشان مهم نيست . اهل غسل و حرام وحلال هم مهم نيست . نميتوانيد با ايشان کنار بياييد . در مورد قبلي ، خانم متدين و غير متدين فرق نميکند ولي در اين مورد فرق ميکند . در اينجا غير متدين کنار مي آيد ولي براي شما خيلي سخت ميشود . مگر اينکه شما بتوانيد ايشان را اصلاح کنيد . اگر کسي يک نفر را زنده کند ، گويي تمام افراد دنيا را زنده کرده است . ما داشته ايم ولي کم و سخت است . اين همت و قدرت بالاي اين خانم را لازم دارد تا مشکلات اعتقادي و رفتاري آقا را اصلاح کند . نتيجه اي که مي خواهم بگيرم اين است که ، تا آنجايي که راه دارد و امکان دارد شما آن بيت را خراب نکنيد ولي در آنجا که مي بينيد اگر در زندگي وارد شويد ، دچار بدتر ميشويد . اينجا دفع افسد به فاسد کنيد . يعني طلاق بگيريد و جدا شويد .


 ادامه دارد....