سلام جوان
... بهترین باش و بهترین ها را ... به دیگران هدیه کن ...

 
تاريخ : شنبه 1389/08/15

زبان قرآن "آرامی" است نه "عربی" - خبری شگفت انگیز و امیدبخش برای ابهامات

سلام جوان

کريستف لوکزنبرگ* (Christoph Luxenberg) متخصص آلمانی در زبان شناسی تاريخی و واژه شناسی تطبيقی (Philologe) در سال ۲۰۰۰ کتابی پيرامون زبان قرآن بنام « متن سوری- آرامی قرآن » منتشر کرد. اين کتاب به لحاظ زبان شناختی و روشن کردن بسياری از نکات ناروشن قران نقطه عطفی بشمار می رود. بسياری از متخصصان و قرآن پژوهان غرب برای فهم و روشن کردن نکات ناروشن قرآن از قرن ۱۹ از تفاسير علمای دينی مسلمان کمک می گرفتند.

عالمان دينی مسلمان، متون و واژگان ناروشن و مبهم قرآن را به اين نحو تفسير می کردند که اين واژ گان رازگونه هستند. مفسران قرآن در دنيای اسلام عمدتا بدليل عدم فهم اين متون و واژگان ناروشن بکار رفته در قرآن (که حداقل يک چهارم قرآن را شامل می شود) از تفسير اين متون با توجيه اينکه فقط خدا می تواند آن را تفسير کند، رهايی می يافتند. اما دردهه های اخير اين تفاسير برای قرآن پژوهان غرب غير قابل قبول جلوه نموده و آنان را قانع نمی ساخت.

امروزه با بکار بردن دانش و روش فيلولوگی بسياری از اين مفاهيم ناروشن قابل فهم و تبيين شده است. کار علمی لوکزنبرگ بحث بسيار جدی را در بين اسلام شناسان و قرآن پژو هان در غرب بوجود آورده است.لوکزنبرگ در تحقيق خود (که متخصص در زبان آرامی است) نشان می دهد که زبان آرامی- سوريايی در زمان حيات پيامبر اسلام زبان نوشتاری افراد با سواد و با فرهنگ منطقه بوده است و زبان عربی به اين گونه که ما امروز شاهد آن هستيم تکامل نيافته بود. لذا او در مطالعه قرآن بطور همزمان با دو زبان عربی و آرامی، به اين نتيجه رسيد که بسياری از عبارت های عربی کلاسيک در قرآن، در ابتدا به زبان آرامی بوده و هستند.
او می نويسد در زمان فوت پيامبر اسلام (۶۳۲ ميلادی) کتاب مقدس مسلمانان يعنی قرآن به شکل امروزی وجود نداشت. شکل امروزی قرآن در واقع در زمان خليفه سوم يعنی عثمان (۶۴۴ تا ۶۵۶) نهايی شد و به تمام مناطق فرستاده شد و نسخه های ديگر و يا عبارت هايی که با عبارت های موجود در نسخه تهيه شده توسط عثمان اختلاف داشت از بين برده شد. کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) به شکل فعلی آن به کمک افرادی جمع آوری شد که قسمتهايی از آن را ازحفظ می دانستند و يا بر روی پوست يا استخوان نوشته شده بود. (۱) لوکزنبرگ در تحقيق خود ابتدا به زبان عربی و تکامل آن توجه کرده است و به اين مورد اشاره دارد که در زمان پيامبر اسلام، عربی زبان ناکامل و ناقص (به لحاظدستوری و حروف صدا دار و اعراب که دارای فقط ۱۸ حرف بود) بوده و لذا زبان نوشتاری آن زمان نبوده است. مطابق سنت اسلامی، نگارش قرآن به قرن هفتم ميلادی بر می گردد ولی متون عربی و ادبيات عربی کامل از دو قرن پس از آن در قرن نهم ظاهر می شود يعنی همزمان با نگارش زندگينامه محمد توسط ابن هشام در ۸۲۸ ميلادی. بدين ترتيب اولين واژه شناسی عربی مبتنی بر ادبيات قرآن در سال ۷۸۶ توسط الخليل ابن احمد به نام کتاب «العين» يعنی ۱۵۰ سال پس از مرگ پيامبر اسلام در ۶۳۲ ميلادی منتشر شد ( ۲). از اينرو زمان تدوين و يکسان سازی نسخ متعدد قرآن در عصر عثمان، نسخه نهايی شده که امروزه نيز در بين مسلمانان رواج دارد، مبتنی بر زبان نوشتاری- گفتاری آرامی سوری بوده است و از همين رو دارای نقاط و فراز های بسيار مبهمی است که در زبان عربی متولد شده در دو قرن بعد، معانی غير واقعی بخود می گيرند.
لوکزنبرگ در نتايج تحقيق خود توضيح می دهد که که زبان با نفوذ و فرهنگ مسلط در زمان پيامبر اسلام زبان و فرهنگ سوری- آرامی (syro- Aramäisch ) بود. او از طريق روش علمی در زبان شناسی تلاش می کند که به ريشه زبان آرامی درنوشته های قرآن پی ببرد و از اين طريق می تواند به معانی بسياری از آنچه که در قرآن به عربی اشتباه خوانده و ترجمه شده است پی ببرد. بخصوص در سوره های ۴۴ و ۵۲ که در آن به مومنان حوريان بهشتی وعده داده می شود. از نظر او متن قرآن مخلوطی از عبارت ها و وازگانی از حتی زبان ايرانيان و اتيوپيايی، عربی و آرامی بوده است و از اين زبانها اقتباس شده است. مونا ناگر در همين ارتباط در مقاله خود يادآور می شود که در آغاز هم بين مفسران اسلامی قرآن اين بحث وجود داشت اما رفته رفته اين بحث مربوط به عناصرغير عربی در قرآن در کشور های اسلامی و در بين علما ی دينی تابو شده است (۳). لوکز نبرگ می نويسد برخلاف اعتقاد مسلمانان در واقع قرآن به زبان عربی نگاشته نشده است. به اين معنا که زبان متن اوليه قرآن، يک زبان مخلوط و آميخته از بخصوص عربی- آرامی بوده است . او توضيح می دهد که در آن زمان هيچ مدرسه عربی وجود نداشت بجز مرکز مسيحی الانبار و الحيرا در جنوب منطقه ای که امروزه از آن بنام عراق ياد می شود. اعراب آن زمان مسيحی شده بودند و بويژه سوريايی- مسيحی و زبان آنان سوری – آرامی بود. از قرن سوم ميلادی، مسيحيان سوری برای ترويج پيام مسيح به ارمنستان، ايران، چين، هند، اتيوپی و ... می رفتند و از زبان بدوی و يا عربی استفاده می کردند. زبان عربی فقط مجموعه ای از اصوات بود و قاعده و گرامر نوشتاری يا حروف نداشت و مروجان دينی مسيحی ناچار بودند برای نوشتن اصوات عربی از الفبای سوری- آرامی استفاده کنند و بدين ترتيب زبان عربی- آ رامی متولد شد (۴) (همانند زبان فارسی آميخته با حروف لاتين در اينترنت بنام فينگليش!).
بعد از آنکه زبان عربی تکامل يافت، زبان آرامی رفته رفته از بين رفت و ديگر برای نسل های بعد اين زبان قابل فهم نبود. اين در زمانی است که اسلام و زبان عربی بدليل فتوحات خود توسعه می يابد و امپراتوری عرب مسلمان دامنه نفوذ و قدرت خود را بر بسياری از مناطق گسترده می کند.

در نتيجه در چنين فضايی واژها و عبارات آرامی در قرآن که ديگر برای آنها فابل فهم نبود به زبان عربی ترجمه شد. اما اين عبارات غلط خوانده شده و در نتيجه در سايه سلطه سياسی بصورتاشتباه به عربی ترجمه شد. در اين زمان بايد توجه داشت که دين و سياست دست در دست يکديگر داشتند.
لوکزنبرگ به توجه به بسياری از سوره های مکی توضيح می دهد که ادبيات موجود در اين سوره ها در واقع ادبيات سوری- مسيحی است. از ديد او بسياری ازعربها در آن زمان با اين ادبيات کم و بيش آشنايی داشتند. چرا که مذهب مسيحی و يهودی جامعه عرب آنزمان را تحت تاثير قرار داده بود.

به طور مثال در زبان آرامی ( syro- Aramäisch) « حور » در واقع به معنی انگور است که در ادبيات سوری- مسيحی از ميوه های خاص بهشتی است و به نظر لوکزنبرگ همين حور در سوره های ۴۴ و ۵۲ تحت عنوان حوريان بهشتی يا دختران باکره، بعدها به عربی معنی شده است. همچنين درسوره نور آيه ۳۱ آمده است:« ای رسول خدا، زنان مومن را بگو تا چشمها را بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و.. بايد سينه و دوش خود را به مقنعه بپوشانند »، درحاليکه معنای سوری- آرامی اين عبارت به سادگی يعنی « آنها بايد شال خود را دور کمرشان ببند ند». اين شال و کمربند همان کمربندی است که در سنت مسيحی، خود عيسی مسيح نيز به دور کمر خود می بست و معنای نجابت داشت.
لوکزنبرگ کلمات و عبارت های اقتباس شده آرامی را چيز نويی نمی داند و به نظر او کلمه قرآن خود نيز از ريشه زبان آرامی (qeryana) است. نفوذ ادبيات مسيحی- سوريايی در قرآن بخصوص در سوره های مکی بسيار زياد است تا جايی که اين انديشه را تقويت می کند که قرآن از همين ادبيات ناشی شده است. (مهاجرت پيروان پيامبر به دستور او از مکه به طرف حبشه در سايه فرمانروای عادل آن که مسيحی بود گويای شناخت دقيق و آشنايی پيامبر به اين اديان دارد).پويين از دانشگاه Saarlandesمتخصص در خط و خوشنويسی قرآن کار لوکزنبرگ را تائيد می کند و معتقد است که او در مسير درستی حرکت می کند.
پويين که تکه هايی از يک قرآن بسيار قديمی را که در هنگام عمليات ساختمانی مسجد بزرگی در صنعا (در يمن) پيدا شده است مورد بررسی قرار داده است. بعضی از تکه های اين قرآن تنها ۵۰ سال بعد از فوت پيامبر اسلام نگاشته شده است. زمانی که پويين اين يافته را بازسازی کرد، متوجه شد که اين نسخه اختلاف بسيار آشکاری با نسخه رسمی فعلی قرآن دارد. او بر اين باور است که با اين يافته بايد تاريخ اسلام را باز خوانی و بازنويسی کرد. چرا که قرآن دارای متن های متفاوتی است. در اين تکه های قرآن پيدا شده در صنعا عبارات و واژگان آرامی بسياری وجود دارد که با نوشتار اصلی عربی آن قابل تشخيص نيست. اين دو زبان بسيار به هم شباهت داشتند. به اين معنا که به لحاظ ساختار نوشتاری لغات بسيار مشترکی داشتند ولی با معنای متفاوت. به طور مثال در زبان هلندی و آلمانی (anbellen ) در زبان هلندی يعنی زنگ زدن ولی در آلمانی به معنی واق واق سگ است. لذا پويين سالها است که به لحاظ ساختار زبانی بدنبال تشخيص معانی در زبان عربی است (۵).در پايان يادآورياين نکته ضروری است که شناخت و آگاهی از اين گونه يافته های پژوهشی می تواند به سازگاری بيش از پيش مسلمانان با انديشه و شيوه زندگی دردنيای مدرن ياری رسانده و زمينه باز انديشی پيرامون بسياری ازآموزه های ناموزون با افکار و سلوک مدرن وعقلايی را فراهم نمايد. ( Gerd- Rüdiger Puin )

به دلیل اینکه این مطلب رو من چند وقت پیش خونده بودم منبع اون رو یادم رفته بود و یکی از بازدیدکننده های خوب سلام جوان به نام احمد به ما چند تا منبع معرفی کردند که برای شما قرار می دم

منابع:

مشخصات کتاب کريستف لوکزنبرگ عبارت است از:

Christoph Luxenberg,“Die syro-aramäische Lesart des Koran ” Verlag das arabische Buch,Berlin,

برای مطالعه بيشتر می توانيد به کتاب محمد ارکون روشنفکر الجزايری به نام اسلام به دو زبان آلمانی و فرانسه مراجعه کنيد:

Mohammed Arkoun , ´´ Der Islam, Annäherung an eine Religion´´ Verlag Palmyra , Heidelberg,
S. 73 -82

http://www.mail-archive.com/proletar@yahoogroups.com/msg06993.html

http://www.allmystery.de/themen/pr23116

http://www.zeit.de/2003/21/Koran

نظرات دوستان:

علی:

انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون; (5)

ماآن‏راقرآن‏عربى‏نازل‏كرديم،باشدكه بينديشيد.

انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون; (6)

ماآن راقرآن عربى قرار داديم،باشد كه بينديشيد.

وكذلك انزلناه حكما عربيا; (7)

و بدين سان آن [قرآن] را فرمانى روشن نازل كرديم.

وهذا لسان عربى مبين; (8) و اين [قرآن] به زبان عربى روشن است.

بلسان عربى مبين; (9) [قرآن] به زبان عربى روشن.


 ملائکه:

سلام
فقط میگویم که ظاهر افراد و مدرک علمی آنها را در موردی دلیلی بر پذیرش بی چون و چرای همه مطلبی که میگویند ندانید . اگر حرفهای منطقی و منطبق با بعضی واقعیات مسلم شده بیان شد بپذیرید . مثلا اینکه حضرت علی معرب ساختن زبان عربی را انجام داده تائید کننده قسمتی از مطلب ایشان است البته منظورم صرف شخصیت مذهبی و اینها نیست . بلکه یک واقعیت تاریخی که سندش موجود است . مثلا اینکه اولین فرهنگ لغت عربی العین است و 150 سال بعد از پیامبر نوشته شده تائید کننده اینکه زبان عربی قرآن ممکن است بعضی از کلمات خاص را مفهوم و منظوری داشته باشد که فقط بخاطر یک کسره یا ضمه در زبان کنونی پذیرفته نباشد و اصولا قواعدی از صرف و نحو که بعدا تکامل یافته شامل بعضی از اصطلاحات قرآنی شده که اگر بخواهیم مفهوم دیگری از آن بگیریم دچار محدودیت میشویم . مثلا عالمانی مانند طباطبایی هم این اعتقاد مرا در اینکه تعدادی از احکام قرآن معنی واقعی ریشه کلمه را نمی دهد تائید کرده اند . مانند حج و زکات و غیره . ولی اینکه بگوییم کلمات قرآنی از ریشه زبانی دیگر بوده و کلا گرامر و ادبیات محکمی نداشتند هم غلط است . گرامر اگر نباشد زبان وجود ندارد در حالیکه عربهای عربستان کلا کارشان تحریک احساسات با اشعار بوده . و سخنی از حضرت محمد نقل شده که حتی یک کلمه غیر عربی در قرآن نیست . و اما این مطلب جناب محقق که حور به معنای انگور بهشتی در زبان سوری مسیحی بوده پس آیه زوجناهم به حور عین یعنی چه آیا محمد میگفته آنها را به ازدواج انگور درآوردیم ؟ می بینید که این جناب محقق هم چقدر پای منطقش لنگ است . البته من میگویم در قرآن هیچ حکمی به نوع لباس زنان و حجاب و پوشش و خوردن شراب و تعدد زوجات و غیره نیست و اگر کمی کنجکاو شدید به این ایمیل درخواست کنید تا با دلایل منطقی و عین لغت عربی معنایش و غیره را برایتان بفرستم . همینطور معنی حور را که خیلیها در آرزویش هستند.


123:

جناب ملاٍئکه...شاید این نشون میده که قرآن بعد از مرگ محمد ابن عبدالله تحریف شده!
کل دلایلی که مسلمونا دارن که کتابشون تحریف نشده،آیه‌ی انا نحن نزلنا الذکر و انا نحن له لحافظون بوده
کتابی که یه دور سوخته باشه و تحت نظر عثمان دوباره منتشر شده باشه خیلی قابل اعتماد نیست
ضمنا داشتن ادبیات غنی،هیچ ربطی به داشتن دستور زبان قوی نداره
ادبیات یعنی مثلا به کلمات وزن بدی و شعر بگی...چه ارتباطی داره به دستور زبان؟
همین الان زبان فارسی این‌همه شعر داره ولی در مقایسه با زبان آلمانی گرامری نداره...چرا ادبیات آلمانی‌ها سابقه و عمق ادبیات فارسیو داره؟


حمید:

در مورد اون دوستي که مي گه حتي يه کلمه غير عربي هم در قران نيست بايد بگم که لطفا به آيه زير توجه کنيد:
الذين يرثون الفردوسهم فيها خالدون (سوره مومنون)
کلمه فردوس مشتق از پارسي (پرديس) هست. پس زياد هم نميشه مطمئن بود که قران صد در صد عربي است.


جواد:

من تا حدودی با این نوشته موافقم.یکی ازویژگیهایی که قران دارد اختلاف قرائات هست.این اختلاف قرائات درکلمات تغییر اساسی ایجاد میکند مانند الله الذی یرسل الریاح و الله الذی یرسل الریح یا خبیر بما تعملون که دربرخی اختلافات یعملون خوانده شده ونمونه های بسیارزیادی هست تاجاییکه هفت راوی مشهور که هرکدام باز دوراوی دارند دراختلافات دردانشگاه ها تدریس میشود که روایات مشهور به چهارده روایت میرسد اما روایات شاذ ونادر نیز زیاد است. بنابراین باید نتیجه این بررسی رادید ونباید عجولانه واینکه چون با معیارهایی که ماازقران میدانیم یامیشناسیم منطبق نیست پس این استدلال مطرود است . اما اینکه یک کلمه درقران غیر عربی نیست این هم متعصبین زبان عرب گفته اند .برطبق گفتار خودبزرگان صرف ونحو عرب یکسری از واژگان قران مستعرب است وعربی نیست. مانند اباریق فردوس مسجد و...
اما اینکه زبان عربی از زبانهای اشتقاق یافته ازعبری بوده برخی نیز به این نظر اعتقاد دارند هرچند دراینکه زبان قران زبان عربی است با صراحتی که درایات قران است شکی نمیتوان داشت که این کتاب برزبان عرب نازل شده اما درزمان حضرت رسول چون نقطه گذاری واعراب نبوده اختلافات بسیاری پیش امد تااینکه امیر مومنان قران رااعراب گذاری ونقطه گذاری نمود.
وکذلک انزلناه قرانا عربیا
انتهای سوره طه
باسپاس از سایت خوبتان


الهه:

با سلام
در قرآن کریم ، خود قرآن زبان خود را عربی معرفی کرده است و آیات متعددی وجود دارند که اشاره می کند که قرآن کریم به زبان عربی نازل شده است .


الف:

سلام
اما به نظرم خوبه که این سایت اطلاعات تکمیلی را هم راجع به زبان آرامی قرار می داد . چون اصلا زبان آرامی به یک زبان خاص و مشخص نمی گویند بلکه مجموعه ای از زبانهای باستان میانه و معاصر که در فرهنگ ها و کشورهای مختلف وجود داشته و دارد وبرخی هم منقرض شده اند همگی جزء زبان آرامی هستند . طبق فهرست ویکیپدیای فارسی انواع زبانهای آرامی : عبارتند از :
1:آرامی باستان نخستین 2: آرامی باستان واپسین 3: آرامی پادشاهی 4:آرامی پس از هخامنشیان 5:آرامی غربی قدیم 6:آرامی میانه شرقی 7: سریانی میانه 8 : آرامی میانه یهودی 9:ماندائی 10 :.........
در نتیجه تنوع زبانهای مختلف آرامی موجب می شود که برخی لغات مشابه با عربی هم در آنها وجود داشته باشد .


لیدی:

این تحقیقات که اخیرا توسط غربیان که غیر مسلمان نیز هستند انجام شده، بدون توجه به این نکته است که ما معتقدیم که قران با همین عبارات نازل شده است. یعنی فرق دین اسلام با مسیحیت این است که دقیقا ما کتاب داریم. اما برای آنها کتاب مقدس همان معنایی را ندارد که ما داریم. نزد آنان نبی تجربه ای معنوی داشته و بعد آن را بیان کرده. یعنی با عبارات خودش بیان کرده مثل اینکه شما در خواب چیزهایی می بینید و بعد سعی می کنید آن را بیان کنید. اما طبق اعتقاد ما مسلمانان قرآن این گونه نیست. این عبارات دقیقا بر پیامبر نازل شده اند و اگر ادعای محقق مذکور را بپذیریم معنایش تحریف قرآن است
این درست که واژگانی غیر عربی در قرآن هست. این نکته را آرتور جفری مدتها قبل در کتاب واژه های دخیل در قرآن گفته بود.


مانی:

دوستان،‌ در این که جاهای مختلفی از قرآن بر نزول آن به زبان عربی اشاره شده است،‌شکی نیست، اما باید توجه داشت که نمیتوان به این دلایل آن را قطعا به زبان عربی دانست. همانطور که سایر دوستان نیز اشاره کردند،‌بر خلاف گفته محمد، کلمات غیر عربی نیز در آن وجود دارد. و این موضوع که کسی نمیتواند قرآن را تحریف کند (که خود قران به آن اشاره کرده است) نیز دلیل محکمی نیست که تحریف نشده باشد! ضمن اینکه محمد انسان باهوشی بوده و برای قوم خودش کارهای بنیادی زیادی انجام داده. مانند زنده سازی مراسم طواف (که بت پرستان انجام میداده اند) برای رونق اقصادی شبهه جزیره و بسیاری از سوره ها که در صورت لزوم و برای منافع قومی قبیله ای نازل میکرده است. بنابر این اشاره به عربی بودن زبان قران مانند خیلی مسائل دیگر در قران نیز میتواند (نا ممکن نیست) زایده‌ی ذهن زیبای پیامبر باهوش و مدبر ما باشد و نه کلام وحی!


حیدر:

با سلام
از آنجا که چندین سال است این بحث را دنبال می کنم خوشحالم که این مطلب را در اینجا یافتم نکته مورد علاقه من اشاره به موضوع یافت قران هایی است که در صنعا یافت شده اینکه قران یافت شده قدیمی تر از قران رایج است از نکات مورد توجه است در این قران می توان موارد مختلفی یافت که نوشته دوباره ویرایش شده یعنی میتوان نوشته زیر نوشته فعلی را در آن تشخیص داد و یا اینکه نظم و ترتیبی در آن وجود دارد که نشان از ترتیب زمانی است و میتوان تاریخی برای سوره ها تعیین کرد از نکات متفاوت مثلا آمدن بسم الله در پایان سوره ها است و نه در آغاز آنها . اینکه از نظر محتوی تفاوت های چندی با قران رایج دیده میشود نیز از نکات برجسته است نکته مهم آن است که با چنین یافته ای که شامل چندین هزار قطعه پوست و استخوان می شود قران به کتابی با تاریخ و پیشینه تبدیل می شود از نقطه ای آغاز شده و تحولی یافته و بعدها به آنچه امروز می شناسیم تبدیل شده
برای اطلاع علاقمندان یه فیلم های متعددی که در باره قران صنعا ساخته شده اشاره می کنم این فیلم ها را میتوان در یوتوپ دید



ارسال توسط محسن

پیج رنک

آرایش